خانه / ایستگاه نور / رییس جمهور ایرانی یا انگلیسی

رییس جمهور ایرانی یا انگلیسی

رئیس جمهور ایرانی انگلیسی……………………..

در اردوگاه  اصولگرایان اعم از رسانه های نوشتاری و گفتاری و در فضاهای مجازی سعی و تلاش می شود که دولت روحانی به عنوان دولت مورد حمایت غرب و استکبار جهانی به جامعه ایرانی معرفی شود و با انتشار تصاویر مقایسه بین ایشان وبرخی از رقبا و توزیع فیلم و سایر موارد اطلاع رسانی آنچه مورد اهتمام جریان اصولگراست تقابل بین دولت روحانی و نظام اسلامی به گونه ای که برخی از کاندیدا ها با نظام اسلامی هماهنگی دارند و برخ دیگر وابسته به غرب و مورد حمایت آن ور آبی ها هستند

آنچه محل درنگ و توجه است و باید مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد آن است که آیا حقیقت ما جرا چیست چرا هر زمانی برای به در کردن رقیب از صحنه سیاسی ما متوسل به رسانه های غربی می شویم و ملاک حقانیت خود را در مقابله با آنها جستجو می کنیم اگر  هر کسی را آنها حمایت کنند باطل و هر کس را آن ها تخریب کنند آن حق است ؟

آیا رسانه های غربی ملاک درست و صحیحی برای ارزیابی ثروت و سرمایه ها و منابع انسانی و حاکمیتی ما هست ؟

آیا می توان بر مبنای نسخه آنها داروی دردها و گرفتاری ها در نسخه شفابخش مخالفت با آنها جستجو کرد ؟

آیا اندیشه غرب و تمام رسانه های غربی در حقیقت باطلند و در مقابل حق قرار گرفتند و هر چه آنها انجام دهند حق در مخالفت با اعمال و رفتار آنها است ؟

آیا این اندیشه مقابله با غرب در تمام عرصه های فکری و فرهنگی و سیاسی  و اجتماعی و اقتصادی وجود دارد و یا فقط در بدر کردن رقیب گره گشا و کارگر است ؟

آیا ما می توانیم سرمایه های انسانی خود را به محک رسانه های غربی محک بزنیم و قدر و قیمت آنها را بر مبنای تمجید و توصیف یا تخریب و تضعیف آنها بنا نهیم ؟

آنچه محل تأمل و درنگ است آشنایی از عمق اندیشه های غرب است اگر ما درک درستی از اندیشه غرب نداشته باشیم در تحلیل و مسائل کلان اجتماعی و فرهنگی خود به خطا می رویم و سرمایه های ملی خود را به خاطر تعریف تمجید آنها یا تخریب و تضعیف آنها به غارت می بریم ما در این قریب به ۴ دهه از حاکمیت نظام اسلامی در تقابل با اندیشه غرب یک تقابل بین حق و باطلی را رصد و ارزیابی نموده ایم در حالی که در اندیشه غرب چون در نگاه سیاسی و اجتماعیشان نگاه لیبرالیستی دارند و در عرصه انسان شناختی مبتلی به اندیشه اومانیستی هستند نمی توان از آنها انتظار اندیشه حق و باطل را داشت ستیز غرب با جهان اسلام ستیز حق و باطل نیست بلکه ستیز بر سر منافع و قدرت است و لذا چرخش سیاستمداران غرب بر محور منفعت در کشورهای مختلف شاهد بر مدعی است آنها به سودشان می نگرند و نگاه های ائدلوژیک را در عرصه سیاسی خود دخالت نمی دهند محور روابط آنها با ملل مختلف دنیا برسر منافعشان است هر جا بتوانند برای خود منفعت و سودی دست و پا کنند آنجا حضور دارند و هر جا سود و منافعشان به خطر بافتد تقابل می کنند

بین این دو رویکرد نسبت به غرب تفاوت جوهر و ماهوی وجود دارد آن اندیشه ای که تقابل بین شرق و غرب را تقابل حق و باطل می داند به گونه ای با هم تخاصم و تنافر وجود دارد و همیشه بین دو اردوگاه زد و خورد هست و باید منتظر ماند تا کدام غلبه کند ولی اگر رویکرد نسبت به غرب بر سر منافع باشد می شود منافع مشترکی را ایجاد کرد و بر سر منافع ایجاد زیست مسالمت آمیزی را برای جهان بشری به وجود آورد

پارادوکس اول

ممکن است کسانی این نوع نگاه را نسبت به غرب حق ندانند و بگویند آنچه در اندیشه غرب می گذرد مبارزه با حق و دشمنی با انقلاب اسلامی است و لذا تقابل بین شرق و غرب تقابل بین حق و باطل است در این صورت ما با یک پارادوکس مهم اجتماعی و سیاسی مواجه می شویم و نظام مردم سالاری ما که مبتنی بر دین داری و ایمان دینی است به چالش کشیده می شود و فکر نمی کنم مدعیان بتوانند به راحتی از این تضاد ائدلوژیکی طفره بروند

ما در انتخاب خبرگان رهبری شاهد بودیم که لیستی که مدعیان اصولگرایی لیست انگلیسی لقب دادند با اکثریت آراء وارد مجلس خبرگان شدند و از سوی دیگر همان گروهی که مورد حمایت انگلیسی ها و رسانه های غربی بودند توانستند در مجلس شورای اسلامی اکثریت آراء را به دست آورند .

حال سؤال اساسی این است که آیا مردم ما در تشخیص مصالح و مفاسد دچار دگراندیشی شده اند و انحرافات فکری پیدا کرده و از انقلاب و اسلام و آرمان های امام و مقام معظم رهبری فاصله گرفته اند و به دنبال نسخه های غیر انقلابی می گردند اگر این باشد جمعیت قابل توجهی از ملت انقلابی ما از انقلاب روبگردان شده اند و رهایی از وضعیت موجود را در اندیشه های غربی جستجو می کنند و این یعنی شکست انقلاب اسلامی در زادگاه خود و غلبه دشمن بر حریف خود در خانه خود پس تقابل با غرب یک شعار تو خالی است که باید اردوگاه اصولگرایان به این شکست اذعان کنند  .

و اگر بخواهید مردم را انقلابی و متدین و وفادار به نظام و انقلاب بدانید که حق هم همین است چگونه رأی مردم به لیست انگلیسی و ضد انقلاب و منافقین را می توانید توجیه کنید غیر از این است که از نظر مردم جریان سیاسی و افرادی که به آنها  نسبت انگلیسی می دهند را افتراء زن و تهمت زن می دانند و لذا برای آن ارزشی قائل نمی شوند .

بنابر این یا باید بپذیریم مردم با اغواگری رسانه های غربی فریب می خورند و به کسانی که آنها تمایل دارند رأی می دهند این یعنی فاصله گرفتن بخش قابل توجهی از مردم از انقلاب و اندیشه های انقلابی و این یعنی یک زنگ خطر بزرگ برای انقلابیون و حاکمان جمهوری اسلامی .

و اگر نپذیریم فریب خوردگی مردم را که حق هم همین است و مردم پای درخت انقلاب ایستادند و با جان و مال خود از آن دفاع می کننند باید بپذیریم که مردم گویندگان و نسبتدهنگان را انسان های تهمت زن  و دروغگو تلقی می کنند و این هم زنگ هشدار بزرگ برای جریان اصولگرایی است که گرفتار چنین روش و منشی ضد دینی و آرمانی شده اند .

پارادوکس دوم

اگر بپذیریم که جمعیتی از کاندیدا ها چه برای رسیدن به صندلی داغ ریاست جمهوری و چه صندلی های سبز مجلس شورای اسلامی لیست مورد حمایت غرب و منافقین و استکبار جهانی است که  از زبان برخی از اصولگرایان در نماز جمعه شهرها اظهار می شود و مطبوعات و رسانه های مجازی اردوگاه اصولگرایان چنین نسبت های را به تعدادی از کاندیدا نسبت می دهند در این صورت رأی و نظر شورای نگهبان چه می شود آیا می توانیم بگوییم نعوذ بالله شورای محترم نگهبان هم گرفتار اغواگری غرب شده و در دام آنها افتاده اند و کسانی را که همسو با ضد انقلاب و مورد حمایت منافقین و سرمایه داران غرب است بر سرنوشت ملت مسلمان و انقلابی مسلط می کنند در این صورت چه تضمینی بر اسلامیت انقلاب اسلامی وجود دارد چگونه می توان دم از جمهوری اسلامی زد در حالی که جمعیت قابل توجهی از مسئولین و نمایندگان و ریاست جمهورشان مورد حمایت ضد انقلاب و غرب و استکبار است .

پارادوکس سوم

اگر به فرض بپذیریم تعدادی از کاندیداهای ریاست محترم جمهوری و مجلس شورای اسلامی و خبرگان رهبری مورد حمایت غرب و منافقین و استکبار جهانی است یا این حمایت بر مبنای منافعشان انجام می گیرد یعنی این کاندیداها اندیشه های غربی ندارند و وفا دار  به انقلاب و آرمان های انقلاب هستند ولی غرب منافع حداقلی را با حضور این ها برای خود تصور می کنند و از آنها حمایت می کند در این صورت ملامتی بر کاندیداها نیست که چرا مورد حمایت غرب هستید و بوق و کرنا کردن در تریبون های نمازجمعه و جماعت بر خلاف صداقت و عدالت و ایمان انقلابی است .

و اگر این حمایت بر مبنای نگاه منفعت گرا و اختلاف افکنانه غرب نباشد بلکه این تعداد از کاندیداها به خاطر داشتن اندیشه های غرب گرایانه و گرایشات غربی داشته و تعهدی به آرمان های انقلاب اسلامی نداشته باشند در این صورت اگر اعتذاری برای شورای نگهبان وجود داشته باشد که بعد از احراز صلاحیت تعدادی از کاندیداها جهت رأی آوری و یا به دلایل دیگر چراغ سبزی به غرب نشان می دهند و شورای نگهبان بعد از احراز صلاحیت نمی تواند صلاحیت آنها را نادیده بگیرد اما تنفیذ مقام معظم رهبری چگونه توجیه پذیر خواهد بود لابد ایشان هم به زعم باطل آنها به خاطر عدم تقابل با مردم مجبور می شود رأی مردم را تنفیذ کند در این صورت جایگاه ولایت فقیه که مشروعیت نظام از اوست چه معنای خواهد یافت ؟

و چگونه می توان از نظام مردم سالار دینی سخن گفتن و به چه دلیلی حفط و نگهداری این انقلاب از اوجب واجبات خواهد بود

بنابر این برای خلاصی از این تضادها که زیر ساخت های نظام اسلامی را به چالش می کشد و مردم سالاری دینی را مخدوش می کند بهتر است عزیزان اصولگرا بر تعهدات دینی و ایمانی خود وفا دار باشند و از نسبت دادن نسبت های نا روا بر رقیبان خود پرهیز نمایند تا خدای ناکرده متهم به بد اخلاقی و نادیده گرفتن اصول انسانی  و اسلامی نشوند و سعی نکنند رقیب را با این گونه نگره ها از صحنه خارج کنند و تلاش نمایند با نقد منصفانه و اظهار توانمندی ها و برنامه های خود جایگاه اجتماعی خود را ارتقاء بخشند که هم به نفع دنیایشان است و هم از عذاب و گرفتاری اخروی در أمان خواهند بود

پس بیایید همه برای سر افرازی انقلاب اسلامی و صیانت از خون پاک شهیدان و دست گیری از ملت مؤمن و انقلابی و یاری رهبر عزیز انقلاب اسلامی دست در دست هم دهیم میهن خویش کنیم آّباد

درباره ی علیرضا شجاعی

من علیرضا شجاعی هستم اندیشه گم شده دوران ماست در جست جوی پرسشهای بنیادینی هستیم که این گم شده را پیدا کند...

همچنین ببینید

تحلیل سیاسی یا تعطیلی اندیشه

تحلیل تا تعطیل فکر و اندیشه مدیر مسئول کیهان در تحلیل انتخاباتی خود گرفتار مغالطات ...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *