خانه / ایستگاه اندیشه / تحلیل سیاسی یا تعطیلی اندیشه

تحلیل سیاسی یا تعطیلی اندیشه

تحلیل تا تعطیل فکر و اندیشه

مدیر مسئول کیهان در تحلیل انتخاباتی خود گرفتار مغالطات تحلیلی شده و نشانه های غلطی را پیشروی مخاطبان خود قرار داده است که در این مجال به برخی از آنها اشاره می شود

  1. رأی رئیسی دو برابر یعنی ۳۰ میلیون می شد چرا چون آقای روحانی ۱۴۴۰ روز فرصت تبلیغاتی داشت در حالی که رئیسی فقط ۴۰ روز جناب آقای شریعتمداری که در عرصه سیاست قلم می زنی یا کارشناسی مسائل سیاسی نیستی یا این که نمی خواهی از تنگ نظری ها و روش های نا صواب خود دست بر داری به آیینه وجدان خود مراجعه بفرمایید آیا از این تحلیل خنده آورتر می توان در کیهان سیاست چیزی یافت از کجا معلوم که آقای رئیسی می توانست دولت توانمندی بشود و از تیر رس منتقدین خلاصی یابد شما که چهار سال تمام در تمام صفحات اول روزنامه کیهان دست آورد های دولت روحانی را زیر سؤال می بردید فکر می کنید کسانی که گرفتار مرض روحی باشند و دست آوردهای به فرض دولت آقای رئیسی را به تیر جهالت و غفلت و شهوت تیر باران نکنند پس از کجا می فرمایی رأی رئیسی دو بار می شد .

چگونه شما به عنوان یک تحلیل گر سیاسی که در سپهر سیاست سال هاست قلم می زنی اینگونه مسائل کلان سیاسی را تحلیل می نمایی آیا کسی که چهار سال در عرصه  مدیریت اجرائی کشور بوده و با هزاران فراز و فرود داخلی و خارجی مواجه بوده و قلم های سمی افراد مریض الحالی که علی الدوام بر پیکر او جراحت وارد کرده است با کسی که سابقه اجرائی نداشته و عرصه مدیریت کلان اجتماعی نبوده می توان مقایسه کرد آیا این قیاس مغاطی و قیاس مع الفارق نیست .

  1. در بخش دیگر از تحلیل خود رویکرد دفاعی وزراء و دولتی ها از دولت را نقض قانون دانسته و رقیب را به دلیل نداشتن چنین فرصت های پیروز انتخابات تلقی می کند

جناب آقای شریعتمداری فارغ از این که چه کسی رئیس جمهور شد  آیا اگر به فرض سکان داردولت یازده از جریان باب میل شما بود و اگر مورد نقد رقبا قرار می گرفت و چنین مورد اتهام قرار می گرفت و اگر تمام دست آوردهای آنها توسط رقباء به تاراج می رفت و سایه سنگین تهمت افتراء به عملکرد دولت شما وارد می شد آیا شما باز همین حرف را می زدید آیا منطق دفاعی شما اجازه می داد تا دولت مورد نظر شما مورد تهمت و افتراء  قرار گیرد و از خود دفاع نکند به فرض دولت آقای روحانی دولت ظالمی بود آیا حق داشت از دست آوردهای خود دفاع کند یا در منطق شما حق ظالم باید خورده شود و دهانش تخته شود اگر وزیری از دست آورد دولتش دفاع می کرد متهم به نقض قانون و دخالت در امر انتخابات می شد و متهم به ستاد دولتی می شد و اگر از خود دفاع نمی کرد قلم های مبارک شما بزرگوران دوباره می نوشت دیدید جوابی برای کرده های خود ندارند آیا می شود مسائل کلان اجتماعی را این گونه با سطحی نگری سیاسی تحلیل کرد بهتر است عزیز ما دوره ای برای تحلیل سیاسی پیش سیاست مداران بگذرانند تا گرفتار خبط و خطایی تحلیلی نشوند .

  1. ایشان اردوگاه دولتیان را به بی اخلاقی سیاسی متهم و اردوگاه رقبا را به اخلاق مداری سیاسی می ستاید برای بنده ای که در هیچیک از این دو اردوگاه نبوده و به عنوان یک تحلیل گر بیرونی تماشگر صحنه بودم جای تعجب است آیا آقای شریعتمداری که گاهی ادعای اسناد محرمانه بر علیه دولت می کند چگونه این همه حقایق نا صواب را که در اردوگاه رقیب بود را نادیده می گیرد این چه نوع اخلاقی است که اگر از شما بود خوب است اما از دیگری بود بد است آیا معیار خوب و بد اخلاقی با شما بودن و بی شما بودن است اگر به جریان شما انتصاب داشته باشد گر چه دروغ و تهمت و نا صواب گویی باشد صواب است اما از طرف دیگر اگر چه امر واقعی هم باشد دروغ است عزیز و بزرگوار کی از این رفتار غیر منطقی خود می خواهید عبور کنید بد را بد ببینید چه در چپ باشد یا راست چه در اصلاحات باشد یا در بین اصولگرا یا قضاوت داوری نکنید یا اگر مجبوری قضاوت کنی هر از گاهی هم به عدالت قضاوت کن.
  2. ایشان در بخش دیگری از تحلیل خود مهمترین حربه بر علیه رئیسی را حربه جنگ می داند یعنی جناب آقای رئیسی را با این حرب توانست دولت روحانی به زمین بزند یعنی اگر این حربه نبود رئیسی برده بود و بر تخت ریاست هم تکیه زده بود طبق فرمایش شما ۲۳ میلیون رأی به روحانی ناشی از ترس مردم از جنگ بوده و یعنی همین ملت شهید پرور و مدافع انقلاب و نظام اسلامی از ترس جنگ به روحانی رأی دادند چقدر فکر می کنی این تحلیل مطابق با واقع است حضرت عالی یک زحمت بکش یک تحلیل میدانی از رأی دهندگان آقای روحانی داشته باشد ببین از ۵۷ درصدی که به روحانی رأی داده اند یک در صد پیدا می کنید که علت رأی دهیشان به روحانی به خاطر ترس از جنگ باشد برای شما که رصد این وضعیت سخت نیست برای خروج از توهم و تخیل و یا پی بردن به حقانیت بهترین راهنمایی است چرا خودتان را در تارهای توهمی خود گرفتار می کنید و آدرست های غلط به خورد جامعه می دهید .
  3. آقای شریعتمداری این حقیر سال هاست با قلم شما آشنایم و بدون حب و بغض نسبت به جریانی ، این مطلب را بیان می کنم که از قلم شما متأسفانه به جای نقد سازنده همیشه تفرقه می بارد به جای نقدسازنده و دلسوزانه و یاری یاران انقلاب و نظام همیشه انگ های ویران گر را به قلم می نشانی و به جای تولید امید و نشاط همیشه نسبت به دولت های رقیب جبهه مخالفان را تشکیل دادی یادم نمی رود در روزنامه شما روزی با تیتر بزرگ تیتر خورده بود آخرین میخ بر تابوت اصلاحات از آن روز سالها می گذرد و نه تنها اصلاحات در تابوت نبود تا میخ بر پیکرش بخورد بلکه امروز به دلائل متعدد از جمله رفتارهای نسنجیده اردوگاه رقیب آنها در عرصه های مختلف اجتماعی و سیاسی پیش تاز هستند امیدوارم برادر عزیز جناب آقای شریعتمداری بر خلاف آنچه در پایان مطالب تحلیلی خود از عدم تجدید نظر سخن گفته یک بار در اعمال و رفتار و گرفتار خود تجدید نظر کند شاید مسیر حق و حقیقت را به روی خود بگشاید .

درباره ی علیرضا شجاعی

من علیرضا شجاعی هستم اندیشه گم شده دوران ماست در جست جوی پرسشهای بنیادینی هستیم که این گم شده را پیدا کند...

همچنین ببینید

انقلاب ما با قلب ما گرده خورده است

دهه فجر دهه فرصتی برای واکاوی و آسیب زدایی از نهال پر خیر و برکت ...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *